تبليغاتX
دختر"پاستوریزه"
دختر"پاستوریزه"
     
 

چهارشنبه 21 دی1384

 
 

لينك
دختر پاستوريزه (ليلا)

دستم شكسته

یکشنبه 18 دی1384

 

 

يا حق

همان زمان كه دست قابيل آغشته به خون هابيل گشت، آدميت مرد گرچه آدم هنوز زنده بود.

سلام، سلام و سلام به دوستاي گلم

اول از همه بايد بهتون يه خبر تنوري بدم

متاسفم از اينكه خبر تالم آوري را بر حسب وظيفه به آگاهى دوستان خود ميرسانم بنده ى حقير دختر پاستوريزه بر اثر واژگون شدن ضربه ى سختي كه به دست راست اينجانب وارد آمد و در ناحيه ى ساعد دست بى گناه اينجانب به سه قسمت مساوي تقسيم شد و چون بنده راست دست نيز ميباشم ميتوانيد با خود بينديشيد كه زندگي چقدر برايم سخت و طاقت فرسا شده است [ ديگه ظرف نمى شورم، از تحقيق اين ترممون استادمون گذشت كرد ولي نمره شو بهم ميده، مامانم سبزي مي گيره من نمي تونم پاك بكنم ( نتيجه: آبجيم حرص ميخوره ) بابام ميرسونم دانشگاه، همش در حال تناول خوراكي هاي مختلف هستم ( آخه بايد تقويت شم)، سر كلاس يكي از بچه ها برام جزوه هامو مينويسه، ........] و در حال حاضر بنده به تايپ يك انگشتي ( انگشت اشاره دست چپ ) روي آوردم و تا دو ماه آينده بايد اين وضع مشقت بار را تحمل كنم.

بدين صورت مراتب تاسف خود را به شما دوستان عزيز و خودم اعلام ميدارم . باشد كه خداوند منان تحمل اين مصيبت جانگزا را براي بنده راحت فرمايند و به من و دوستان عزيزم و خانواده ى گرامي ام صبر عطا فرمايد و هرچه عمر من است بقاي عمر شما باشد. ( الهي آمين ) يا به قول زگيل خان ( الله الله )

بنده را از حمايت خود محروم نفرماييد ( آخه دستم شكسته ) دختره ى بي چشم و رو سوء استفاده ميكني

خوب در مورد معما دوستاي زيادي جواب دادن از جمله : آقا مرتضي، آرفو، آقا سيامك، منهتن ( اين شد سه بار،يادت باشه)، حسام آقاي گل ، علي آقاي عزيز( شاعر تنها)، اقا مهدي، يه قطره اشك عزيز، حسين، باران عزيز ( تنها دختري كه به خودش زحمت فكر كردن داده)، و آقا محسن ولي مهم اين نيست كه اينا جواب دادن مهم اينه كه كي درست جواب داده!!!!!!!

چون كسي نتونسته دقيقاً روز ماه و سال تولد منو مشخص كنه منم تا همون ماه وسال رو قبول كردم ودر اين لحظه سيمرغ ( ببخشيد منظورم همين دسته گل بود) بهترين جواب تعلق مي گيرد به ؟ به ؟ بله به شاعر تنها (تشويق كنيد )

اين گلم بهش تقديم ميكنم

من متولد 18/5/1364 هستم كه اغلب گفتن شهريور چرا منم نميدونم!

بذاريد با هم حساب كنيم

730?=365*۲۰ و 13 روز هم از 18 مرداد تا اول شهريور، 5 روز هم سال كبيسه و بعدشم 4 ماه ازشهريور تا آذر كه ميشه 120روز و يه روزم چون شهريور 31 روزه و 13 روزم براي دي كه رو هم ميشه

7452 =13+1+120+5+13+73۰0

خب درست شد، اگه هم تعجب ميكنيد چرا ازآقا حسام دانشمند اسم نبردم واسه اينه كه اون دانشمند تقلب كرده بود.

راستي يه خبر جديد:

فارسي بين المللي شد.

خيلي جديد بود نه؟؟؟؟؟

حتماً شنيديد كه آقاي بوش، اين دشمن نوع بشر اعلام كرده كه تو مدرسه هاى آمريكا بايد زبان فارسي تدريس بشه ( ميخواد گولمون بزنه دلمونو بدست بياره ) كلي هم ظاهراً هزينه كرده ( دقيقاً نميدونم چقدر ) به نظر شما انگيزه ش از اين كار چي بوده ؟؟؟؟؟؟

در مورد انتقادي كه دوست خوبم آقا سعيد ازم داشتن كه چرا بر تو افتتاحيه اعلام كردم مي خوام درد ودل ها مو بنويسم ولي اين كارو نكردم، بايد بگم كه به نظرم درد و دل هام واسه كسي جالب نباشه فكر ميكنم شما خودتون اونقدر دردو دل داريد كه وقت شنيدن درد ودل هاي منو نداشته باشيد، پس اگه بخوام درد و دلي بنويسم مطمئناً اونايي كه كلي هست انتخاب ميكنم نه شخصي هارو . بعدشم يكي از مشغله هاي ذهني من جدول و معماس ( يا براي يكي طرح كنم يا يكي برام طرح كنه ) آخه هيچ كس معما دوست نداره، خب اينم يه درد و دل بود، مگه نه؟؟؟

خب بذاريد حكايت اين قسمتم براتون بتايپم :

حكيمي سرش را باپارچه اى بسته بود، شخصى پرسيد:

چرا سرت را بسته اى؟

گفت: آن چاله را مي بينى؟

آن شخص پاسخ داد: آرى

حكيم گفت: من نديدم!!!!

و حالا به بخش معما رسيديم

دو نفر در خيابان به يكديگر ميرسند كه اولي پسر دومي است. در صورتي كه دومي پدر اولى نباشد، اين دو نفر چه نسبتي با هم دارند؟

خيلي آسونه ها، ببينم چه ميكنيد

در آخر:

من چون دستم مصدوم شده نميتونم تند تند آپ شم و هفته اى

يه بار آپ مى كنم همينايى رو هم كه نوشتم 4 ساعت طول

 كشيد ولي به همتون سر ميزنم .

پاينده باشيد.

 
 

لينك
دختر پاستوريزه (ليلا)
 
 
 
نوشته هاى تاريخ انقضاء گذشته
 
 
<لينك دوستان پاستوريزه

Google

رتبه در گوگل